تبلیغات
رمان مهر آوران - زن شیشه ای قسمت اول

رمان مهر آوران


درباره ی من


مدیر وبلاگ: ezal

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو مطالب

لینك آر اس اس

تماس با ما

تم دیزاینر



موضوعات

دانلود ویدیو کلیپ

داستان

داستان جاده های انتظار

دانلود موسیقی

دانلود انواع کتاب

دانلود رمان

دنیای دانلود نمونه سوالات اول دبیرستان

اس ام اس های متنوع



نظرسنجی

به کدام موضوع در وب ما علاقه مند شدید؟







صفحات جانبی

عشق مثل نفس کشیدن

عشق خداوندی

عشق را امتحان کن

عشق به ما جسارت می‌دهد

عشق آبی

عشق به خود!

عشق گاه به لطافت باران است و نگاه گنجشک باران خورده

«نـمی‌تــوانــم» وجود ندارد

«من باور دارم»ها

«عشق حقیقی» در دسترس است، فقط...

ده کلید برای تو

دوست داشتن خود

دوست دارم جذاب باشم

5 باور‌ موفق‌ترین ‌آدم‌های ‌روی ‌زمین

۳۰ عادت مهم نوجوان موثر و موفق

۱۰ کلید طلایی برای رسیدن به آرزوهای درونی

۱۰ قانون جادویی برای موفقیت

۱۰ دلیل برای نترسیدن از شکست

۱۰ خصوصیت افراد موفق و خوشحال

روانشناسی‌ چشم‌ ها

۲۱ گام عملی جهت پرورش اعتمادبه‌نفس

عشق

انفجار زمان

رنگ عشق

دستان دعا کننده

تکرار زمانه

فال حافظ

عکس های خنده دار

طنز و لبخند

کاریکاتور توهین آمیز به تیم ملی ایران

چگونه جذاب باشیم؟

از آدمیزاد تا گرگ

این دنیای مسخره

شراره

پدرم ورادیوی کوچکش

راه و رسم عاشقی

دو روز مانده به پایان جهان

داستان زیبای تله موش

سگ باهوش

داستان گنجشک

دروغ های مادرم

پنج داستان کوتاه

انتقام زن



دیگر امکانات

نویسندگان :

ezal


آمار بازدید :
:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :



زن شیشه ای قسمت اول
مرتبط با : داستان

زن جلوی آیینه ایستاد و آه كشید. یك لكهء كوچك ابر، ذهن آیینه را مشوش كرد.
شانهء كوچك طلایی رنگ را برداشت و موهایی را كه از قید سنجاقها رها كرده بود آراست.موهای شلال و پر كلاغی ریخت روی شانه اش. از داخل آیینه می توانست تا دورها را ببیند.

http://shafaf.ir/files/fa/news/1388/7/30/4728_926.jpg

برای خواندن ادامه داستان برو ادامه مطلب

اما، آسمانخراشی كه پنجره هایی به شكل قلب داشت از بین همهء تصاویر به هم فشرده، بیشترین جذابیت را برایش داشت. لبخندی زد. لكه ابر بخار شد. صدای زنگ تلفن سكوت را شكست. دست روی قلبش گذاشت و موجی از درد را راند. دمپایی های قرمز رنگش را پوشید و به طرف میز تلفن دوید. بر لبه صندلی، كنار میز نشست و گوشی را برداشت.


- الو، بفرمایید.

صدای آشنای مرد بود.

ـ منم...سهراب...چطوری؟

درد تا شانه هایش آمد و تا نوك انگشتان دست چپش، اما خندید.

ـ خوبم. صدایت را كه می شنوم دیگر خوبم. كجایی؟

ـ همین دور و برها.

ــ مثلا؟

ـ تو دفترم هستم. دوستهایم هم هستند. برای راه اندازی یك نشریه همهء قوایمان را جمع كرده ایم.

ـ خوب؟

ـ اجازه كه هست امشب دیر بیایم؟

ـ باز هم؟

مرد مكث كرد. صدای كشیدن كبریت آمد و بعد سكوت و رخوتی در صحبت مجدد.

ـ خوب. خانم قبول؟!

زن با تردید پرسید: "یعنی برنامه امشب به هم خورد؟ بنا بود شام را با هم بخوریم و بعد هم دیدن فیلمی..."

مرد خمیازه ای كشید.

ـ راستی گلها را آب داده ای؟

زن نگاهش را به اطراف سالن چرخاند. گلهای شاداب، برگهای همیشه سبز. خواست بگوید: "تو بیشتر از من به فكر گلهایت هستی" اما صدای مرد را شنید.

ـ سلام، خوش آمدی، چه عجب!

به شیشه پنجره نگاه كرد. این ترك تازه از چه بود؟ دستش را بیشتر روی قلبش فشرد و یك بار دیگر صدای او.

ـ خوب عزیزم، دیگر كاری نداری؟!

زن نیم خیز شد. ابری سیاه از دورها می آمد. تند، تند گفت: "شب كه آمدی كلاه و چترت را فراموش نكن. هوا بارانی است."
مرد گفت: "خداحافظ."

و زن گوشی را گذاشت. سردش بود. دستش را دراز كرد و از روی لبه مبل روبد و شامبرش را برداشت و پوشید. حالا مطمئن بود كه اژدهایی به پشت دارد، اژدهایی با شعله ای از آتش در دهان، اژدهایی بر زمینه ای ابریشمین.

پیش از آنكه گرمش شود به خود لرزید.

كنار پنجره رفت. لكهء ابر جلوتر امده بود و آسمان تیرهءتیره به نظر می رسید. از این بالا آدمها چه كوچك بودند، كوچك و تنها. درد در دلش پیچید. پنجه اش را خم كرد و دستگیرهء فلزی پنجره را چسبید. كدام پنجره باز بود؟ این سوز سرد از كجا می آمد؟ چقدر سالن بزرگ بود! این همه بزرگی برای این همه تنهایی؟!

روی زمین نشست. چیزی از درون خمش كرد. درد... درد... میله ای از آهن سرخ... رعد و برق.


دكتر می گفت: "این طور مواقع سعی كن عضلاتت را سست كنی." اما این كار مثل فرو رفتن در یك باتلاق برای آدمی بود كه گرفتار آمده باشد. "كاش مرد می آمد ... كاش."
آخرین پرتو روز، از پنجره های بسته، كف سالن را سایه روشن می زد. صدای در می آمد. چرخش خشك كلید در قفل. حتما او بود. ناله اش را فرو خورد. نه، نمی خواست صدایش را بشنود. خیال می كرد اگر مرد بداند آن مشت درونی ضرباتش را شدید تر كرده تا در همش بشكند، دیگر دوستش نخواهد داشت و این دردش از آن دردی كه در تمام تنش می دوید كمتر نبود. چند لحظه به راهروی تاریك و باریك خیره شد. اگر شبح او را می دید، كلاه به سر و پالتو به تن، در حالی كه چتری به دست داشت، می توانست روی پاهایش بلند شود. با دمپایی های سرخ رنگ به طرفش بدود و بگوید: "چای؟ یك فنجان چای داغ، میل داری؟"
اما در همچنان بسته مانده بود.


کی نوشته ezal در پنجشنبه 19 فروردین 1389

نظرات ()


مطالب پیشین
:: راهنمایی کنین
:: موزیک ویدئو جدید و زیبای حسین مخته با نام تو چقدر باحالی‌, همراه آهنگ این ویدیو
:: ویدیو کلیپ فوق العاه زیبا و فان از امیر تتلو بنام بگو بینم ندیدیش
:: آلبوم جدید و بسیار زیبای Britney Spears با نام Circus . با 3 کیفیت
:: آهنگ جدید و بسیار زیبای گل ناز
:: آهنگ جدید و فوق العاده زیبای رامین بی باک به نام قایق
:: آهنـگ جـدید و فـوق العـاده زیبـای بهـنام صـفوی ، علـی اصـحابی و فـرزاد فـرزین بـه نام تـو نزدیکـی
:: سعید کرمانی و کامی راسکال-لیلی
:: آهنگ جدید و زیبای بابک قدمایی به نام جشن سبز با 2 کیفیت
:: آهنگ جدید و زیبای مجید یحیایی به نام آروم آروم با 2 کیفیت
:: "دوستت دارم" به ۱۰۰ زبان مختلف
:: زمزمه های عاشقانه
:: خوش خیال
:: زیباترین قلب
:: یک داستان زیبا

» لیست کامل مطالب ارسالی



-

جستجو در وبلاگ

پیوند های روزانه

وبلاگ روزنوشت رونیک

ارسال پیوند جدید

مشاهده لیست کامل پیوندهای روزانه



آرشیو ماهانه

خرداد 1389

اردیبهشت 1389

فروردین 1389

اسفند 1388

بهمن 1388

لینک مشاهده لیست کامل آرشیو ماهانه



دوستان من

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

چیزای با حال

موفقیت در کار و زندگی

کلک خیال انگیز

aks haye top

جاده متروک

bestclub2

best muzic

I love me you should too

دانلود رمان یلدا

دانلود رمان زیبای همخونه

دانلود رمان گروشام گرینچ

دانلود رمان سه روایت از یک مرد

دانلود رمان پندار

دانلود رمان آهستگی

دانلود رمان آنهایی که از بهشت آمدند

دانلود رمان انگشتر کولی

دانلود رمان اما زونز

دانلود رمان اندوه سترون بودن

دانلود داستان آهوی بخت من گزل

دانلود رمان باغ آلو

دانلود رمان سه نظر درباره ی یک مرد

دانلود رمان از عشق وشیاطین دیگر

دانلود رمان هدیه شاهزاده

دانلود رمان آزمایشی دیگر

دانلود رمان یاسمین برای مبایل(nokia)

لینک مشاهده لیست کامل پیوندها



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | تماس با ما | تم دیزاینر

.:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.