تبلیغات
رمان مهر آوران - زن شیشه ای قسمت آخر

رمان مهر آوران


درباره ی من


مدیر وبلاگ: ezal

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو مطالب

لینك آر اس اس

تماس با ما

تم دیزاینر



موضوعات

دانلود ویدیو کلیپ

داستان

داستان جاده های انتظار

دانلود موسیقی

دانلود انواع کتاب

دانلود رمان

دنیای دانلود نمونه سوالات اول دبیرستان

اس ام اس های متنوع



نظرسنجی

به کدام موضوع در وب ما علاقه مند شدید؟







صفحات جانبی

عشق مثل نفس کشیدن

عشق خداوندی

عشق را امتحان کن

عشق به ما جسارت می‌دهد

عشق آبی

عشق به خود!

عشق گاه به لطافت باران است و نگاه گنجشک باران خورده

«نـمی‌تــوانــم» وجود ندارد

«من باور دارم»ها

«عشق حقیقی» در دسترس است، فقط...

ده کلید برای تو

دوست داشتن خود

دوست دارم جذاب باشم

5 باور‌ موفق‌ترین ‌آدم‌های ‌روی ‌زمین

۳۰ عادت مهم نوجوان موثر و موفق

۱۰ کلید طلایی برای رسیدن به آرزوهای درونی

۱۰ قانون جادویی برای موفقیت

۱۰ دلیل برای نترسیدن از شکست

۱۰ خصوصیت افراد موفق و خوشحال

روانشناسی‌ چشم‌ ها

۲۱ گام عملی جهت پرورش اعتمادبه‌نفس

عشق

انفجار زمان

رنگ عشق

دستان دعا کننده

تکرار زمانه

فال حافظ

عکس های خنده دار

طنز و لبخند

کاریکاتور توهین آمیز به تیم ملی ایران

چگونه جذاب باشیم؟

از آدمیزاد تا گرگ

این دنیای مسخره

شراره

پدرم ورادیوی کوچکش

راه و رسم عاشقی

دو روز مانده به پایان جهان

داستان زیبای تله موش

سگ باهوش

داستان گنجشک

دروغ های مادرم

پنج داستان کوتاه

انتقام زن



دیگر امکانات

نویسندگان :

ezal


آمار بازدید :
:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :



زن شیشه ای قسمت آخر
مرتبط با : داستان

حالا از آن روز چند ماه و یا چند سال سپری شده بود.

اوایل پیشرفت شاخه ها کند بود. حتی دکتر باور کرده بود که رویش مرگ در او متوقف شده است و این وقتی بود که مرد کلامش گرم بودو نفسش هم. اما بعد پنجره باز شدو سوز سردی آمد.

http://www.persianstar.ir/images/photoalbum/album_9/love_www.persianstar.ir_t2.gif

برای خواندن ادامه داستان برو ادامه مطلب

انگار ملکهء برف ها داشت عبور می کرد که یک لایه یخ روی همه چیز را پوشاند.

روی دو زانو، آهسته به طرف کمدی رفت که در آن آلبوم عکسها بود، خاطره هایی چهار گوش.

آنها را در آورد و نگاهشان کرد. رنگ خوشبختی، آیینه و چراغ، ستاره و ماه، ریزش گلبرگها، چرخش گویها، تخم مرغ های رنگی، جامی پر از عسل، برگ های سبز، قرآن، حلقه ای با ستاره های روشن... حلقه گم شده بود. چرا؟ حلقه این اواخر گم شده بود. یک روز صبح بلند شده بود و دیده بود که حلقه اش نیست. رو به مرد کرده و گفته بود: "حلقه ام را ندیدی؟"
و مرد پوز خندی زده بود.

ـ کلاغی آمد و برد!

ـ کلاغ!

و زن از پنجره به بیرون نگاه کرده بود. کلاغی سر شاخه نشسته و او را می پایید.

ـ چرا کاری نکردی؟ چرا گذاشتی ببردش؟

او پرسیده بود و مرد گفته بود: "دیگر دیر شده بود."

ـ دیر شده بود؟!

حباب شیشه ای هم شکسته بود، همان حباب شیشه ای که در آن شاخه ای حسن یوسف گذاشته بود و شاخه اش ریشه داده بود و ریشه ها بیشتر شده بودند، تا اینکه شیشه را سوراخ کرده و بیرون زده بودند. آب حباب ریخته و گل پژمرده شده بود.

زن ناامیدانه شاخه را در آورده بودتا در گلدان بکارد. اما حباب شکسته و دستش بریده بود و خون زمین را پر لکه کرده بود. خونی نه سرخ سرخ، که کبود.

و ساعتی بعد مرد گفته بود: "این گلهای بنفشه را چه کسی اینجا آورده؟"

حالا میتوانست دوباره به او تلفن کند. حالا که درد داشت خفه اش می کرد. کافی بود هفت شماره را بگیرد به نشانهء هفت ستاره در این تیرگی انبوه. بعد به او بگوید: "اگر می شه فقط همین امشب را زود تر بیا. به دوستهایت بگو که من منتظرت هستم."

باران روی شیشه، درختی با هزار شاخه کشیده بود. از پشت این شاخه ها دیگر نمی شد جایی را دید.

آخرین شماره را رها کرد. صدا را در گلو جمع کرد تا بگوید: "اگر آمدی چترت را..."

صدای نرم و زنانه ای در گوشی پیچید.

ـ الو بفرمایید... الو...

خواست بپرسد: "شما؟!"

صدای خندهء مرد پس زمینهء صدای زن بود.

ـ اگر جواب نمی ده، قطع کن. حتما مزاحمه، قطعش کن.

صدای بوقی ممتد. کمی به دهانهء گوشی نگاه کرد. بعد آن را سر جایش گذاشت. دستی به روی گلو، داغ و لزج... با فواره ای از خون خواند...

چه ماتمی است غمین بودن و نگرییدن
چه ماتمی است که چون شاخهء خزان دیده
در آفتاب و ز سرمای خویش لرزیدن

هر چه فکر کرد نتوانست نیم بیت اول را به یاد آورد. گر چه مهم نبود، دیگر مهم نبود.

بلند شد و با پاهایی برهنه راه افتاد. مردمک غرق اشک، در پناه یک شعاع باریک نور خیره مانده بود به او. آهسته، در سالنی كه چون گهواره ای عظیم، در بالای ساختمانی بلند، به این سو و آن سو می رفت. پیش رفت تا به تختش رسید. روی آن افتاد. موها شلال و مواج، به اطراف ریخت. دستش را، دست خالی اش را بالا آورد و روی قلبش گذاشت.

ـ دیگر وقتش رسیده است.

نگاهش را به سقف دوخت. یک لبخند گیج، مثل پروانه ای بال زد و از گوشهء لبش گریخت.

صدایی گفت: "ترق!"

و یک شاخه، با لبه ای تیز پوستش را شکافت و بیرون زد.

دقایقی بعد سر زن به یک سو افتاد و نگاهش خیره به شاخه ای که مدام می بالید و همهء سالن را پر می کرد.

بر آن فراز، قلبش، آرام آرام، یاد مرد را گریه میکرد.


کی نوشته ezal در پنجشنبه 19 فروردین 1389

نظرات ()


مطالب پیشین
:: راهنمایی کنین
:: موزیک ویدئو جدید و زیبای حسین مخته با نام تو چقدر باحالی‌, همراه آهنگ این ویدیو
:: ویدیو کلیپ فوق العاه زیبا و فان از امیر تتلو بنام بگو بینم ندیدیش
:: آلبوم جدید و بسیار زیبای Britney Spears با نام Circus . با 3 کیفیت
:: آهنگ جدید و بسیار زیبای گل ناز
:: آهنگ جدید و فوق العاده زیبای رامین بی باک به نام قایق
:: آهنـگ جـدید و فـوق العـاده زیبـای بهـنام صـفوی ، علـی اصـحابی و فـرزاد فـرزین بـه نام تـو نزدیکـی
:: سعید کرمانی و کامی راسکال-لیلی
:: آهنگ جدید و زیبای بابک قدمایی به نام جشن سبز با 2 کیفیت
:: آهنگ جدید و زیبای مجید یحیایی به نام آروم آروم با 2 کیفیت
:: "دوستت دارم" به ۱۰۰ زبان مختلف
:: زمزمه های عاشقانه
:: خوش خیال
:: زیباترین قلب
:: یک داستان زیبا

» لیست کامل مطالب ارسالی



-

جستجو در وبلاگ

پیوند های روزانه

وبلاگ روزنوشت رونیک

ارسال پیوند جدید

مشاهده لیست کامل پیوندهای روزانه



آرشیو ماهانه

خرداد 1389

اردیبهشت 1389

فروردین 1389

اسفند 1388

بهمن 1388

لینک مشاهده لیست کامل آرشیو ماهانه



دوستان من

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

چیزای با حال

موفقیت در کار و زندگی

کلک خیال انگیز

aks haye top

جاده متروک

bestclub2

best muzic

I love me you should too

دانلود رمان یلدا

دانلود رمان زیبای همخونه

دانلود رمان گروشام گرینچ

دانلود رمان سه روایت از یک مرد

دانلود رمان پندار

دانلود رمان آهستگی

دانلود رمان آنهایی که از بهشت آمدند

دانلود رمان انگشتر کولی

دانلود رمان اما زونز

دانلود رمان اندوه سترون بودن

دانلود داستان آهوی بخت من گزل

دانلود رمان باغ آلو

دانلود رمان سه نظر درباره ی یک مرد

دانلود رمان از عشق وشیاطین دیگر

دانلود رمان هدیه شاهزاده

دانلود رمان آزمایشی دیگر

دانلود رمان یاسمین برای مبایل(nokia)

لینک مشاهده لیست کامل پیوندها



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | تماس با ما | تم دیزاینر

.:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.